على ربانى گلپايگانى
17
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ويژگىهاى مرحلهء ابتدايى حكمت در اينجا لازم است ويژگىهاى مرحلهء ابتدايى حكمت را مورد بررسى قرار دهيم ، آنگاه ببينيم كتاب « بداية الحكمه » تا چه اندازه اين ويژگىها را داراست ؟ . در نخستين متن فلسفه و حكمت رعايت امور ياد شده در زير لازم است : 1 - در هرمسأله لازم است موضوع مورد بحث و مفاهيم و اصطلاحات مربوط به آن به صورت ساده تبيين گردد . اين ويژگى در بداية الحكمه رعايت گرديده است . 2 - ذكر اقوال مختلف در يك مسأله مفيد است ، ولى بررسى دلايل همهء اقوال از سطح متن ابتدايى فلسفه فراتر مىباشد ، به همين جهت بايد به بيان دليل نظريهء مورد قبول اكتفاء گردد ، و در صورت لزوم فقط اشكالات نقضى اقوال مخالف يادآورى شود ؛ زيرا بررسى اشكالات حلّى آن ، موجب پيچيدگى مطلب مىشود ، و فهم آن فراتر از توان فكرى اكثر مبتديان فلسفه است . اين ويژگى نيز تا حدود زيادى در بداية الحكمه رعايت شده است ، اگرچه برخى از مراحل كتاب مانند مرحلهء دوّم فاقد اين ويژگى است . 3 - از ميان دلايل مختلف در يك مسأله ، ذكر يك يا دو دليل از روشنترين و محكمترين دلايل كافى است ، و بهتر است از تعدّد دلايل و خصوصا دلايلى كه بسيار فنّى بوده و يا مبتنى بر بحثهايى است كه در آينده بررسى خواهد شد اجتناب گردد ، اين ويژگى نيز در بداية الحكمه كاملا رعايت نشده است . مثلا در مسألهء « امتناع اعادهء معدوم » باوجود اينكه مسأله ، بديهى دانسته شده است ، چهار دليل بر آن اقامه گرديده ، كه فهم آنها بسيار دشوار است ، و بهتر بود تنها به برهان سوّم كه از همهء براهين روشنتر است اكتفاء مىگرديد . همينگونه است مسألهء « اصالت وجود » ، « زيادت وجود بر ماهيت » و . . . 4 - بسنده نمودن به بحث پيرامون مسائل اصلى و كليدى ، و وارد نشدن در مسائل جنبى و غير اصولى يكى ديگر از ويژگىهاى يك متن ابتدائى فلسفه است .